
""غزل تشنه ی آب""غزلی ساخته ام بند بندش آبش است غزلم مثل دلم تشنه لب و بی تاب استغزلم صحبت عشق است و پریشانی آب شرح جانسوزی دل و آب و رخ مهتاب استماه عریان شده درآب بدن می شوید آب از لمس تن مهوش وحشی سیراب است اسمان شاهد این عشق زلال است شبی که دگر ابرسیه چهره بدبین خواب است قصه آب و تن ماه وهم آغوشی عشق صحبت عاشق و دیدار گل مهتاب است./بابک قدمی واریانی"ققنوس"۱۴۰۲/۰۴/۱۳ سه شنبه ...
ادامه مطلب